
اصلاحات در سینمای ایران
سابقه و چشم انداز
مفاهیمی چون ورشکستگی سینمای ایران یا بحران سینمای ایران امروز جسته و گریخته د رنشریات مختلف سینمائی و غیر سینمائی بیش از گذشته تکرار میشوند. برخی در انکار ورشکستگی، تداوم تولید و نمایش چند فیلم را متذکر شده و برخی نیز به ویژه مخالفان دولت اصلاحات به اثبات آن می پردازند. اما واقعیت چیست؟
قبل از هر چیز ارزیابی موقعیت سینما در کشورهای صاحب سینما میتواند مقدمه ای مناسب برای طرح واقع بینانه مسئله باشد. مهمترین کشور صاحب سینما در جهان آمریکاست. این کشور حداقل از 1950 تا کنون انحصار تولید و پخش فیلم را در دست گرفته و همه ساله بیش از 700 عنوان فیلم تولید و د رهزاران سالن سینمای آمریکا و جهان بر روی پرده های نقره ای به نمایش عمومی میگذارد. تکامل تکنیکی، صنعتی و نیز هنری سینما دیرگاهی است که ریشه در صنعت سیمای امریکا دارد. امروزه صنعت سینما یاران و همراهان دیگری را نیز پیدا کرده است همچون ماهواره، کانال های چند گانه دیجیتالی تلویزیونی، ویدئو CD و DVD و د رنهایت اینترنت. پیش بینی میشود که در آینده نزدیک سیستم تولید و پخش فیلم 35 میلیمتری از دور خارج شده و سیستم تولید و حتی پخش دیجیتالی جایگزین آن شود. سیستم پخش فیلم DLP آخرین فن آوری در زمینه سینماست که فیلم ها را صورت DVD دریافت میکند و به طور خودکار نمایش میدهد و در مقایسه با پرژکتورهای فعلی نمایش کیفیتی به مراتب بهتری دارد؛ ضمن اینکه پخش ماهواره ای فیلمهای سینمائی در سالن های سینما نیز چند صباحی است که آزمایش میشود.
آمریکا از راه تولید فیلهای سینمائی انبوه و متنوع ضمن فرهنگسازی وسیع و جهانی و ایجاد زمینه اشتغال هزاران هزار انسان، توانسته میلیاردها دلار سود را هر ساله نصیب خود سازد. موقعیت فرهنگی و اقتصادی فیلم های پرفروش هری پاتر در 2001 و تایتانیک در 1997 چیزی نیست که بشود از کنار آن گذشت. علاوه ب درآمد فیلم های سینمائی اگر به محصولات جانبی فیلم های محبوب نطیر کاست های موسیقی، عروسک ها لباس ها و .... نگاهی بیندازیم، خواهیم دید کخه سینما به قول امیرکبیر فیلم ناصرالدین شاه آکتور سینما ( محسن مخملباف ) آدم تربیت میکند.
اما سینمای ایران؛ سینمای ایران در جهان خوش درخشیده است. ا ز نخل طلای کن تا نامزدی اسکار برای بهترین فیلم خارجی را نصیب خود ساخته است. حضور موفق جهانی سینمای ایران دراین سالها بویژه در چهار سال گذشته تبدیل به یک سنت شده است. به عبارت دیگر حضور موفق سینمای ایران نشانگر آن است که این هنر صنعت دارای مجموعه ای از عوامل حرفه ای است که میتواند در کشورهای صاحب سینما برای تماشاگران حرفه ای آنها فیلمی نه تنها قابل قبول که تحسین برانگیز تولید کند.
با این حال سینمای ایران از سال 67 تا 77، پنجاه درصد از تماشاگران خود را درداخل کشور از دست می دهد. سینما با آنچنان رکودی روبرو میشود که سینماداران در صدد تغییر کاربری سالن سینما بر می آیند. بنیاد سینمائی فارابی و موسسه رسانه های تصویری با میلیاردها تومان بدهی روبرو میشوند. به ندرت فیلمی میتواند د حد و اندازه های تماشاگر باشد و این در حالی است که 76% از جمعیت کشور زیر 35 سال سن دارد و در واقع تماشاگران اصلی سینما را تشکیل میدهند.
در اوج ورشکستگی سینمای ایران ناگهان پدیده دوم خرداد شکل میگیرد و به صورتی کاملا ناباورانه سید محمد خاتمی که سالها پیش در اثر فشارهای بسته اندیشان از وزارت ارشاد کناره گیری کرده بود، در راس هیئت دولت قرار میگیرد. رئیس جمهور منتخب به درستی توسعه در دو زمینه سیاسی و فرهنگی را مد نظر قرار داده و سعی میکند ه رچه سریعتر به توسعه نایافتگی دیرین فرهنگی و سیاسی ایران که پایه توسعه اجتماعی و اقتصادی است، فائق آید. دولت اصلاحات خیلی زود در هر دو عرصه با توفیق روبرو میشود. تشکل ها، انجمن های سیاسی و فرهنگی یکی پس از دیگری اعلام موجودیت کرده و در توسعه سیاسی و فرهنگی مشارکت میکنند. اتفاق بزرگ و تعیین کننده ابتدا در عرصه مطبوعات شکل گرفته و پس از آن در سینما خود را نشان میدهد.
مطبوعات و به ویژه روزنامه های متنوع اصلاح طلب با تیراژهای باو رنکردنی میلیونی جای چند عدد روزنامه با تیراژ حمایتی چند هزاری سال های قبل از 76 را میگیرند. شادابی سیاسی و فرهنگی در وسعتی ملی گسترش می یاید. اما سینما حداقل مجالی یک ساله می طلبد که خود را همگام با مطبوعات در راستای توسعه سیاسی و فرهنگی قرار دهد. اولین اقدام معاونت سینمائی رفع توقیف از فیلمهای توقیف شده سال های قبل است. فیلم هائی نطیر آدم برفی، دیدار، نون و گلدون، بانو و ...
معاونت سینمائی دولت اصلاحات با توجه به اینکه خود سینماگر شاخصی بوده و گره های کور و تاریخی سینمای ایران را شناخته و همواره خود نیز از آن رنجور بوده و تلاش میکند با مشارکت عوامل و دست اندرکاران سینما آنها را برطرف سازد. در گذشته برای اینکه فیلمی تولید شود می بایست 22 مرحله نطارتی طی میشد. نظارتی سخت وتوام با سوءظن، نطارتی که امکان تولید در آن صرفا با پول دولت و عوامل دست چین شده میسر بود. داد همه این مراحل را به دو مرحله پروانه ساخت و پروانه نمایش تقلیل داد. او تلاش کرد برای مطالبات به حق سینماگران و در واقع تماشاگران سینمای ایران پاسخی مناسب بیاید. در این راستا می بایست به اصلاح
|