| لذت عشق و
عذاب آن
گفتگو با حجه الاسلام افصحی
دبیر دومین هم اندیشی دین از چشم سینما
پیشینه ای از فعالیتهای خود در قبل از هم اندیشی را بفرمائید:
من تا نیمه دوم سال 1375 ارتباط تشکیلاتی با خوزه هنری نداشتم
. با ارشاد و فارابی و جاهای دیگر کار میگردم . در دوره آقای لاریجانی
با عنوان نظارت بر تولید سینمای ایران فعالیت داشتم و پس از آن
وارد کا رحرفه ای سینما شدم .
هم اندیشی دوم چگونه طراحی شد و چه شد که شما دبیر این
هم اندیشی شدید؟
حضور در این هماندیشی را متناسب با حال و هوای خودم میدانم. من
وقتی به دنیا نگاه میکنم آن را قشنگ میبینم و مرزی بین خودم و
درخت نمیبینم. طلوع و غروب کتاب درس است و پدیده ها بای من ارزشمند
و به قول سهراب " و نخواهیم مگس از انگشت طبیعت بپرد ...
و بدانیم اگر کرم نبود، زندگی چیزی کم داشت" با این دید همه
چیز در طبیعت مورد احترام است با همین دید فیلم میبینم. در فیلم
دیدن اولین وظیفهای که برای خودم دارم این است که برای دوساعت
نگاهم را به فرهنگی که فیلم در آن تولید شده وام میدهم. و بعد
از آن این دونگاه ( ناه خودم و نگاه فرهنگ فیلم ) را با هم تلفیق
میکنم و بعد میبینم که چقدر میتوانستم با برگمان یا روسلینی حرف
داشته باشم. فلینی در هشت ونیم و شب های کابیریا حس خوبی دارد
و شب های کابیریا مرثیه تمام ماست. با دیدن فیلمهای برگمان حس
عجیبی در من ایجاد میشود. ما که نگاه شفافی به تمدن بشریت داریم
چرا دست برگمان را نفشاریم که تو سرمایه داری پیشرفته راخوب دیدی
که چطور انسان ها از هم جدا میشوند. اینها مرثیه گناه بشری است
که بشر در سایه سرمایه داری پیشرفته در جستجوی پناه به بی پناهی
میرسد.
از طرف دیگر من ا ز دنیای فلسفه آمده بودم و ملاصدرا را برای خودتحلیل
کرده بودم. فلسفه صدرائی کلید درک عمیق هستی است و او بین تمام
طرز فکرها پیوند ایجاد میکند. او به من میگفت که در هر تفکری میتوانی
نقاطی را پیدا کنی که عامل پیوندت با فکر مقابل باشد. من از اول
انقلاب همیشه در جریانات مختلف اجتماعی بوده ام. ولی کسی نگفته
که من در چه خطی هستم. من با حوزه هیچوقت پیوند پیدا نکردم و در
یک لحظه خاص این پیوند برقرار شد. از زمان آشنائی با سینما ( 14
سال پیش ) دریغی در دل من بود، و منتظر زمانی بودم که به آن پاسخی
دهم. دومین هم اندیشی هدیه الهی برای من بود و من که 14 سال نتظر
این بودم که چه وقت این آهوی رمیده به کمینگاه من میرسد. دیدم
خداوند آن را رساند ولی در لحظه پیشنهاد این مسئولیت برایم مخوف
بود. 4 ماه طول کشید تا اینکه در اواسط شهریور موافقت کردم و پیوند
من با حوزه برقرار شد. هم اندیشی دوم با این حال و هوا طراحی شد.
این عده از روحانیون را چگونه و در چه مدتی با شینما
آشنا کردید؟
بیش از 40 نفر ازاندیشمندان دینی را یک جا جمع کردیم و طی پنجاه
شب نمایش فیلم به زبان اصلی آنها را با مفاهیم سینمائی آشنا کردیم
و این عده را که فیلسوف بودند نه یک شاگرد ترم اول دانشگاهی در
جریان سینما انداختیم . همه کسانی که در فیلم سینما از دید فقیهان
صحبت کردند یا مرجع تقلید بودند و یا اعضای شورای استفتاء مقام
معظم رهبری بودند و یااعضای شورای نگهبان و یا اعضای مجلس خبرگان.
کسانی که موقعیت اجرائی عملی و مرجعی داشتند و بعضی هم امام جمعه
بودند. ورود به سینما با این تیم کاری آسان نبود.
هدف شما از اینکه روحانیون را با سینما آشنا کردید چیست
؟
من این کار را بخاطر سینما انجام دادم .
به خاطر سینما یعنی چه ؟ آیا برای نجات سینما از رکود
ورود این افراد لازم بود یا امید دارید که با ورود روحانیون به
این عرصه بتوان در ضوابط ارشاد تغییراتی صورت داد؟
البته این هم هست . با این هم اندیشی آن ضوابط نابود میشود.
پس فکرنمیکنید که باید ارشاد را هم درگیر این هم اندیشی
می کردید؟
ارشاد قطب کوچکی است. ما به آن کاری نداریم ما کا رخودمان را میکنیم
آن هم خود به خود درست میشود. مثلا سخنرانی حجت الاسلام الهی بسیاری
از ضوابط ارشاد را در هم ریخته است. من این برادران روحانی را
حرکت دادم حرکت های بعدی را خودشان انجام میدهند و الان که من
در حال صحبت با شما هستم به معنای آن است که رسالتم پایان یافته
است.
شما جامعه ای را آبستن حاثه ای کردید آیا رسالت شما نیست
که مولود خود را جهت دهید ؟
وظیفه من آشنائی این قشر با سینما بود که انجام شد دراین زمینه
دیگر کاری نیست که انجام دهم.
شما این محیط را آشفته تر کردید گروهی از روحانیون با
آموزش های شما و آنچه خود یاد میگیرند وارد این عرصه میشوند که
معلوم نیست چه روش هائی را اتخاذ کنند از طرف دیگر فیلم سازان
حرفه ای به هم اندیشی توجهی نداشتند که باید منتظر واکنش های آنان
باشید و نیز مسئولان ممیزی که باید دید چه خواهد کرد.
من آشفتگی را دوست دارم همین آشفتگی هاست که حرکت ساز میشود من
با عشق به سینما شروع کردم و هم اندیشی را با موفقیت به پایان
رساندم و لذت آن را چشیدم . به غیر از چند نفر ا زسخنران ها که
تحمیلی بودند بقیه با عشق به این هنر مقدس سخن گفتند و خوب بود.
حجه الاسلام زم به من تبریک گفتند که این هم اندیشی با انسجام
انجام شد. خوب اینها حسادت برانگیز است و عذاب من شروع شد. با
این تفاسیر در حوزه جدید فعالیت دوباره من آغاز میشود و من آماده
خدمت به سینما هستم .
|